الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
24
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
ج : در اصطلاح اصوليين دليلى است كه در موضوعات و براى نشان دادن آنها اقامه مىشود مثل ( يد ) ، ( اقرار ) ، ( شهادت عدلين ) ، ( سوق المسلمين ) ، ( ظنون معتبره ) . * به نظر شما تفاوت بارز ( حجت ) و ( قطع ) در چيست ؟ ج : حجت واسطهء در ثبوت احكام براى موضوعات است و قطع كاشف از ثبوت اين احكام براى آن موضوعات يعنى نشان مىدهد كه فلان حكم واقعى مربوط به فلان موضوع است . نكته : قطع در ثبوت احكام واقعيهاى كه تابع مصالح و مفاسد نفس الأمرية هستند و به اقتضاى اين مصالح و مفاسد براى آن موضوعات ثابت مىباشند ، هيچ نقشى ندارد . * مراد شيخ از عبارت ( فالقطع قد يكون طريقا للحكم ) در متن چيست ؟ ج : مراد قطع طريقى است و آن در موردى است كه حكم ( وجوب يا حرمت و يا . . . ) در لسان دليل به نفس واقع تعلق گرفته باشد . مثل يحرم الخمر يا حرّمت عليكم الميتة و . . . يعنى قطع صرفا يك راهى است بهسوى واقع و هيچگونه خصوصيت و موضوعيتى ندارد . * مراد شيخ از عبارت ( و قد يكون مأخوذا فى موضوع الحكم ) در متن چه مىباشد ؟ ج : مراد ملاحظهء قطع است در لسان دليل به عنوان تمام الموضوع يا جزء الموضوع به عبارت ديگر : خود صفت قطع از آن جهت كه صفتى از صفات نفس است در مقابل دو صفت ظن و شك ، در موضوع حكم شرع دخالت دارد ، يعنى حكم شرع داير مدار حالت قطع است . * مراد از جزء الموضوع بودن قطع چيست ؟ ج : اين است كه در وجوب اطاعت و حرمت مخالفت حكم ، دو امر دخالت دارد از جمله : 1 - تحقّق قطع 2 - تعلّق قطع به واقع فى المثل بگويد : يجب الاجتناب عن معلوم البولية منتهى قطع را به عنوان اينكه صفت راجح و حالت مطلوبى در نفس انسان است اعتبار مىكنند . * مراد از تمام الموضوع بودن قطع چيست ؟ ج : اين است كه وجوب امتثال و حرمت مخالفت حكم ، تنها به تحقق قطع مىباشد اعم از اينكه ، متعلق قطع مطابق واقع باشد يا نه به عبارت ديگر ، خود قطع را صرفا موضوع حكم قرار دادن است لكن به اعتبار اينكه سبب رساندن به واقع است .